سلوی ( وکیل ) ، وارد زندان میشه ، به اتاق ملاقات میره ، داهان میاد ، سلوی خودشو معرفی میکنه و میگه ، میخواد وکیلش باشه و کمک کنه تا واقعیت دیده شه بیگناهی داهان ثابت کنه اما داهان ردش میکنه و میگه وکیل نمیخواد ، فلش بک میخوره به یازده سال قبل ، بریل میاد بیمارستان داهان و میبینه میخواد بهش بگه حاملست که داهان حدسشو میزنه وقتی میفهمه جدا بریل حاملست میبرش محل برگزاری عقد تا کارای ازدواجشو بکنه اونجا بریل میگه باید از بابام خواستگاریم کنی و داهان میگه خواستگاری هم میاییم ، تو خونه داهان قضیه رو میگه مادرش مخالفت میکنه اما پدرش راضیه و میرن خواستگاری ، دم در خونه ی بریل خدمتکار راشون نمیده و میگه اقا سزین وقت ندارن و درو به روشون میبنده ، داهان عصبانی میشه ، و هر چی به بریل زنگ میزنه تماساش بی پاسخه ، تو خونه باز مادرش میگه که من دیگه خواستگاری نمیام مرده حتی نخواست مارو ببینه این بی احترامیه و داهان عصبانی تر میشه و میره خونه بریل ، وارد اونجا میشه تموم خونه رو میگرده پدر بریل و اندر درحال حرف زدن که خدمتکار میاد و میگه داهان اومده و تو خونست بریل صدای داهان و میشنوه و صداش
برچسب:
نویسنده: یاسین شریفی
تاريخ: پنجشنبه
30 دی
1395 ساعت: 13:40